چگونه باید از مزمن شدن تمارض کودک جلوگیری کرد؟

چگونه به مدرسه نرویم

امروز دلت نمی‌خواد بری مدرسه؟ تکالیف دیشب هنوز تموم نشده؟ کلاس ورزش داری و حوصله‌اش نیست؟ با دوستات قهر کردی؟ یا فقط حسش رو نداری؟ شاید هم هنوز از تعطیلات کوتاه قبلی جدا نشدی. توی این پست قراره یاد بگیری چطور طوری وانمود کنی مریضی تا بتونی یه روز رو از مدرسه مرخص بشی!

چطور از شب قبل وانمود کنیم مریضیم تا فردا مدرسه نریم؟

اگر می‌خواهی فردا در خانه بمانی، از شب قبل شروع کن به نشان دادن علائم بیماری. مثلاً بعد از شام یا حدود ساعت ۶:۳۰ عصر، به پدر و مادرت بگو که حالت خوب نیست و کمی احساس ضعف می‌کنی. یادت باشد نباید خیلی زود بگویی مریضی، چون بعضی از بیماری‌ها زود خوب می‌شوند و باورپذیر نیستند.

اگر قبلاً مریض بودی، می‌توانی همان نشانه‌ها را دوباره تکرار کنی تا طبیعی‌تر به‌نظر برسد، اما نه همیشه؛ هیچ‌کس هر بار همان بیماری را نمی‌گیرد! حتی می‌توانی بگویی با کسی که سرما خورده ملاقات کردی و حالا حس می‌کنی از او گرفته‌ای. برای واقعی‌تر شدن ماجرا، کمی رژگونه یا سایه‌ی صورتی روی گونه و بینی‌ات بزن تا صورتت تب‌دار به‌نظر برسد.در آخر، حرکاتت را کند و بی‌انرژی کن، طوری که واقعاً خسته و مریض به‌نظر بیایی.

چگونه مدرسه را بپیچانیم

برای باورپذیر شدن مریضی‌ات، از علاقه‌مندی‌هات هم بگذر

اگه می‌خوای پدر و مادرت باور کنن که واقعا حالت خوب نیست، فقط کارهای خسته‌کننده مثل مدرسه رو کنار نذار! حتی اون کاری رو هم که عاشقشی، بی‌خیال شو. مثلاً وقت شام، حتی اگه غذای مورد علاقه‌ت جلوت باشه، نصفشو بیشتر نخور. اگه ازت پرسیدن چی شده، آروم بگو: «دل‌درد دارم، نمی‌تونم چیزی بخورم.

ولی برای اینکه گرسنه نمونی، یه خوراکی کوچیکو تو اتاقت قایم کن. اگه برنامه‌ای برای بیرون رفتن با دوستات داری، لغوش کن. سریال یا فیلم مورد علاقه‌ت رو نبین و حتی به خانواده بگو که شرمنده‌ای که نمی‌تونی کنارشون بشینی. این‌جوری واقعاً به‌نظر می‌رسی که حال نداری، نه اینکه فقط داری نقش بازی می‌کنی!

تکالیفت را نصفه انجام بده تا نقشه‌ات طبیعی‌تر به نظر برسد

اگر می‌خواهی فردا به مدرسه نروی، یکی از بهترین راه‌ها این است که وانمود کنی در حال انجام دادن تکالیفی، اما حال نداری آن‌ها را تمام کنی. مثل همیشه، دفترت را باز کن و مشغول نوشتن شو، اما هر چند دقیقه یک‌بار سرت را روی میز بگذار یا آه بکش تا پدر و مادرت ببینند حالت خوب نیست.
اگر معمولاً همیشه سروقت تکالیفت را انجام می‌دهی، این بار هم همان کار را بکن تا طبیعی به نظر برسد، فقط وسط کار کمی شکایت کن:

«سرم گیج می‌ره، نمی‌تونم تمرکز کنم…»

وقتی تکالیف را نیمه‌کاره رها کنی، والدینت باور می‌کنند که واقعاً مریضی — مخصوصاً اگر معمولاً روی نمره‌هایت حساس باشند!

زود بخواب تا نقشه‌ات طبیعی‌تر به نظر برسد!

وقتی خودت داوطلب می‌شی زود بخوابی، برای پدر و مادرت مثل یه زنگ خطره! چون اونا می‌دونن معمولاً دیرتر از زمان مجاز بیداری، پس امشب یا چیزی نگو، یا فقط بگو حالت خوب نیست و می‌خوای دراز بکشی.

می‌تونی کمی اطراف خونه قدم بزنی یا چند بار از اتاقت بیرون بری و بعد مستقیم بری سراغ تخت. اگه واقعا یه مریضی خفیف داری که دیده نمی‌شه، کمی بزرگ‌نمایی کن، مثلاً اگه حالت تهوع داری، بگو «احساس می‌کنم بالا آوردم. یادت باشه ذهن تأثیر زیادی داره؛ هرچی بیشتر نقش رو باور کنی، طبیعی‌تر رفتار می‌کنی!

یه نکته مهم: اگه واقعاً مریض نیستی، از این روش استفاده نکن. چون این ترفند فقط زمانی جواب می‌ده که حالت یه‌ذره واقعاً بد باشه و برای جلب توجه بیشتر، حتی می‌تونی دندون‌هات رو مسواک نزنی! وقتی مامان یا بابات بیان یادآوری کنن، بگو: «الان حوصله ندارم، حالم خوب نیست. در آخر، یه‌کم بی‌قرار و خسته رفتار کن ولی نه گستاخ — فقط طوری که دلشون برات بسوزه و باور کنن واقعاً حالت بده.

نیمه‌شب بیدار شو و نقش مریضی را کامل کن!

حدود ساعت یک نیمه‌شب بیدار شو و به سراغ پدر و مادرت برو. آروم ولی نگران بگو: «حالم خوب نیست… نمی‌دونم چی شده.» اگه نقش دل‌درد داری، می‌تونی بگی «استفراغ کردم» و برای باورپذیر شدنش کمی آب یا مواد بی‌ضرر داخل توالت بریزی تا صحنه واقعی‌تر به نظر برسه.

برای طبیعی‌تر شدن حالت، اشک هم اضافه کن. اگر گریه‌ت نمی‌گیره، به صحنه‌ای ناراحت‌کننده فکر کن تا چشمت خیس بشه. حتی می‌تونی زیر پلک‌هات رو کمی بگیری یا چشم‌هات رو چند بار باز و بسته کنی تا قرمز و خسته دیده شی. اگه می‌خوای نقش سرماخوردگی بازی کنی، چند سرفه‌ی شدید بکن تا صدای مادرتو از خواب بیدار کنه، در لحظه‌ای که دارن میان سراغت، سریع صورتت رو کمی بمال تا داغ و مریض‌طور به‌نظر برسی.

شب رو کامل بیدار نمون، ولی کمی دیر بخواب تا پف زیر چشمت طبیعی شه!

اگه می‌خوای فردا نری مدرسه، بیدار موندن تا دیروقت یه برگ برندس، وقتی یکی فقط ۴–۵ ساعت خوابیده باشه، زیر چشماش پف می‌کنه و قیافه‌اش خسته و مریض به‌نظر می‌رسه. کافیه یکی دو ساعت دیرتر از همیشه بخوابی — نه خیلی زیاد که صبح له شی، نه خیلی زود که رد گم نشه.

اگه خواستی، می‌تونی یه ذره سایه‌ی بنفش یا خاکستری هم زیر چشمت بزنی تا حالت خسته‌تری پیدا کنی، ولی یادت باشه حداقل چهار ساعت بخواب تا برای نقش‌آفرینی صبحی، سرحالِ نیمه‌خسته باشی نه بی‌رمق واقعی!

نقش نهایی: استفراغ ساختگی صبحگاهی!

قبل از اینکه پدر و مادرت بیدار بشن، خودت زودتر از خواب بلند شو. یه صحنه واقعی بساز! کمی آب یا خوراکی له‌شده رو داخل توالت بریز تا شبیه استفراغ بشه. بعدش صداشون بزن و با چهره‌ی خسته و صداى گرفته بگو:
مامان… بابا… چند دقیقه پیش بالا آوردم. اگه هنوز بیدار نشدن، خودت برو در اتاقشون رو بزن. نگران نباش، با این ترفند احتمال اینکه باور کنن واقعاً مریضی، خیلی بالاست.

صبحانه را بی‌میل بخور تا قانع‌کننده‌تر به‌نظر برسی

صبح که بیدار شدی، موقع صبحانه خیلی بی‌اشتها رفتار کن.
فقط یکی دو لقمه بخور و بگو: «اشتها ندارم…» این یکی از مطمئن‌ترین نشانه‌های مریضی‌ه، مخصوصاً اگر همیشه عاشق صبحانه خوردن باشی یا غذای مورد علاقه‌ت روی میز باشه. البته یادت نره وقتی حواسشون پرت شد، یه لقمه‌ی اضافه بخور تا بعداً از گرسنگی ضعف نکنی.

اگر گفتند در خانه بمان، مخالفت کن تا طبیعی‌تر به‌نظر برسی!

وقتی پدر و مادرت پیشنهاد می‌دن که امروز خونه بمونی، همون اول خوشحال نشو و زود قبول نکن. اگه خودت بحث موندن رو پیش نکشیدی، یه کم مقاومت کن تا همه چیز واقعی‌تر به‌نظر برسه.

مثلاً بگو:
«اما مامان، امروز کلی کار دارم!»

یا «من امروز امتحان ریاضی دارم، نمی‌تونم نرم!»

فقط حواست باشه حرفی نزنی که با شخصیت واقعیت نخونه! اگه همیشه از امتحان بدت میاد، نگوی امتحان داری، بگو مثلاً کلاس هنری یا تمرین گروهی داری که واقعاً دوسش داری، و خیلی هم اصرار نکن که بری مدرسه، چون اون‌وقت ممکنه بفهمن داری نقش بازی می‌کنی. فقط یه مقاومت ملایم نشون بده و بذار خودشون قانع‌ت کنن که خونه بمونی.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *